![]() |
![]() |
|
|
سلام من اومدم
با كمك خدا اول شديم تو مسابقات بسكتبال
مي گه "مواظب خودت باش" پس مواظب خودت باش عزيزم.....!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 7:10 توسط فرشته |
|
|
سلام برام دعا كنيد آخه از امروز مسابقات بسكتبال شروع مي شه
تو رو خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا باباي
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 9:18 توسط فرشته |
|
|
غير گريه مگه مي شه كاري كرد؟! كاري از ما نمياد زاري بكن هر چي دريا رو زمين داره خدا با تموم ابرا آسمونا كاش مي دادن همه رو به چشم من تا چشام به حال من گريه كنن......... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 0:33 توسط فرشته |
|
|
سلام خوشحال مي شم نظرات شما رو بخونم
راستي تو يكي از وبلاگا خوندم آقاي حامد كميلي نظر دادن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بابا سر كاري تا اين حد؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 0:14 توسط فرشته |
|
|
پس هر وقت قلبت مي زنه بدون دلم برات تنگ شده ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:46 توسط فرشته |
|
|
چقدر سخت است گريستن بي هيچ دستي كه اشك هايت را نوازش دهد و در گوشت زمزمه كند : مهربانم ، آرام باش من در كنار توام... سخت است ديدن تبسم هايي پس از باريدن اشك ! سخت است جدا ماندن از تمامي اميدها... سخت است ... سخت است...! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:33 توسط فرشته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:25 توسط فرشته |
|
|
اين جا روزها پاييزيست آنجا را نمي دانم اين جا آدم ها تنها هستند آنجا را نمي دانم اين جا دلي خيلي برايت تنگ است آنجا را نمي دانم.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:18 توسط فرشته |
|
|
چراغ ها خاموش خانه ها بي صدا خيابان ها بي مسافر دل ها بي منتظر و تو در خواب و چه قشنگ و زيباست كه تو حس كني در پس اين ظلمت و تاريكي... يكي به چشمان زيبايت مي گريد! كسي كه هميشه دوستت دارد و تو هرگز نمي تواني بفهمي.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:12 توسط فرشته |
|
|
ولي تلخ تر اونه كه ببيني يه شير اسير چشماي يه آهو شده... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:7 توسط فرشته |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اي سرنوشت ! مرد نبردت منم بيا
زخمي دگر بزن كه نيفتاده ام هنوز |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|