![]() |
![]() |
|
|
چقدر سخت است گريستن بي هيچ دستي كه اشك هايت را نوازش دهد و در گوشت زمزمه كند : مهربانم ، آرام باش من در كنار توام... سخت است ديدن تبسم هايي پس از باريدن اشك ! سخت است جدا ماندن از تمامي اميدها... سخت است ... سخت است...! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:33 توسط فرشته |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اي سرنوشت ! مرد نبردت منم بيا
زخمي دگر بزن كه نيفتاده ام هنوز |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|